أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

32

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

كرده است . محمد بن حسين بن عبد الله الاجرىّ ( م 525 ) كتابى با عنوان « أخبار مكة » داشته كه ابن فرحون در كتاب « الديباج المذهّب » از آن ياد كرده و فاسى در « العقد الثمين » آن را تلخيص كتاب ازرقى دانسته است . احمد بن على بن ابى بكر بن عيسى عبدرى ( م 678 ) كه در اصل اندلسى است ، كتابى با عنوان « تعاليق فى تاريخ مكة » داشته كه فاسى در « العقد الثمين » از آن ياد كرده است . مقدارى از نصوص آن در كتابِ ياد شده و نيز در « شفاءالغرام » هست كه صفحات آن را استاد الهَيْله در كتاب « التاريخ و المؤرخون بمكة » صص 48 - 49 آورده است . عبدالصمد بن عبدالوهاب دمشقى ( م 686 ) كتابى با عنوان « جزء فى جبل حراء » داشته كه تنها زركلى در « الاعلام » از آن ياد كرده است . احمد بن عبدالله بن محمد بن ابى بكر محب الدين طبرى شافعى ( م 694 ) كتابى با عنوان « استقصاء البيان فى مسألة الشاذروان » داشته كه نسخه‌اى از آن بر جاى مانده است . نيز كتاب‌هايى با عنوان « الإعلام بمرويات المشيخة الأعلام من سكنة المسجد الحرام » و « التعريف بمشيخة الحرم الشريف » داشته كه فاسى در « العقد الثمين » از آنها ياد و استفاده كرده است . اثرى هم با عنوان « خير القرى فى زيارة ام القرى » داشته كه حاجى خليفه نامش را ياد كرده و هيچ نسخه‌اى از آن شناخته نشده است . مهم‌ترين اثر وى در اين باب ، « القرى لقاصد امّ القرى » است كه چاپ‌هاى مكررى از آن صورت گرفته است . رساله‌اى هم با عنوان « قصيدة ذكر فيها المنازل بين مكة و مدينة » در يكصد و شصت بيت داشته كه فاسى در « العقد الثمين » از آن ياد كرده است . محمد بن احمد ( م 695 ) فرزند نويسندهء بالا هم كتابى با عنوان « التشويق إلى البيت العقيق » دارد كه نسخه‌اى از آن در كتابخانهء دار الكتب المصريه ( ش 1218 ) بر جاى مانده است . اين كتاب دربارهء اهميت حج و هم تاريخ كعبه مىباشد . جلال الدين محمد بن احمد بن امين اقشهرى ( م 739 - آق شهر در قونيه - ) كتابى با عنوان « تأليف فى رجال مكة » داشته كه بخشى از آن را فاسى در « العقد الثمين » استفاده